تبليغاتX
IRANIAN SCHOOL OF THAILAND - سیاست
IRANIAN SCHOOL OF THAILAND
مدرسه جمهوری اسلامی ایران در تایلند
درباره وبلاگ


بنده کارشناس ارشد شیمی آلی ومدیر مدرسه هستم و همزمان معاون آموزشی و پرورشی و دبیر شیمی و کامپیوتر وزیست شناسی وعلوم تجربی و دفتردار و مسئول رایانه مدرسه!!!!!

مدرسه دارای مقاطع ابتدایی؛راهنمایی؛دبیرستان و دوره پیش دانشگاهی است و بصورت مختلط اداره می شود تعداد دبیران و آموزگاران مدرسه 9 نفر بوده و یک خدمتگزار تایلندی که راننده مدرسه نیز می باشد
 

PART 1

PART2

PART3

PART4

شنبه بیست و ششم اسفند 1385 :: 17:55 :: نويسنده : مهندس تقی زاده
در تازه‌ترین توهین فرهنگی به ایرانیان شرکت «برادران وارنر» دست به ساختی اثری سراسر دروغ و غیرمستند از تاریخ جهان زده است. این فیلم که با نام «300» از 3 روز پیش در سینماهای جهان به نمایش عمومی درآمده، «ايرانيان» را افرادي وحشي، نادان، خون ريز و غيرمتمدن و «يونانيان» را افرادي بسيار غيور، شريف و دلاور معرفي كرده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در پوستر اين فيلم نيز از نام فيلم «300» با طراحی خاصی مشابه كلمه انگليسي باغ وحش (ZOO) استفاده شده است. كارشناسان سينمايي ساخت اين فيلم و نمايش آن در چنين زمان حساسي را همراه با اهداف سياسي دولت آمريكا قلمداد مي‌كنند و بر اين باورند كه هدف از نمايش اين فيلم در نهايت به تحريك افكار عمومي بر ضد ايران و فرهنگ و تمدن ايران زمین منجر خواهد شد.

كمپاني هاليوودي «برادران وارنر» این فيلم را بر اساس كتابي از «فرانك ميلر» ساخته که پس از «بي باك» و «شهرگناه» سومين اثر سينمايي است كه از روي كتاب‌هاي كميك استريپ فرانك ميلر ساخته است. با اين تفاوت كه اين فيلم در مورد جنگی ميان شاه يوناني (لئونيداس) در برابر خشايار شاه ايراني است که با ارتشی 120 نفري رخ می‌دهد.

فيلم «300» به تهيه‌كنندگي «فرانك ميلر»، «دبوراه اسنايدر» و «كرايج.جي.فلورس» و به كارگرداني «زاك اشنايدر» ساخته شده است. در اين فيلم كه قرار است 9 مارس اكران عمومي آن آغاز شود، بازيگراني چون «جرارد باتلر»، «لنا هيدي»، «مايكل فسنبدر»، «وينسنت ريگان» و «دومنيك شوست» ايفاي نقش مي‌كنند.

«زاك اشنايدر»، كارگردان هاليوودي در فيلم جنگي، تاريخي «300» تلاش كرده تا روايت تاريخي مبارزه خشايارشاه اول، پادشاه ايران با «لئونيداس»، شاه اسپارت را به تصوير بكشد.

داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایار شاه ایستادگی کنند. اما گوژپشتی دروازه‌های شهر را به روی لشگر ایران باز می‌کند.

براساس روايت هرودت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند، با مقاومت در برابر لشگر عظیم خشایارشاه 3 روز مانع آنها شوند، اما در نهايت شکست خوردند. بنابر اين روايات همین دفاع 3 روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشاه در نبردهای بعدی. [...] گذشته از نکات تاريخی آزاردهنده‌ترين قسمت‌های 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشی‌ها و موجودات نفرت‌انگيز ارباب حقه‌ها يعنی «اورک‌ها». کسانی که جز کشتن نمی‌دانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غول‌های ابله داستان‌های هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوش‌تيپ و فداکار زمين‌گير می‌شوند.

در ساخت اين فيلم فاصله داستان تا واقعيت به حدي زياد است كه حتي خشايار به صورت يك پادشاه آفريقايي به تصوير كشيده شده است!

شيوه فيلمسازي كامپيوتري است و هنرپيشگان واقعي در صحنه‌هاي مجازي نقش‌آفريني مي‌كنند. سعی شده موسيقي جذاب و تركيب مناسب با صحنه‌هاي كامپيوتري نبردها تصاوير تابلوهاي نقاشي را تصویرسازی کند كه فروش فوق‌العاده‌اي را براي سازندگانش پيش‌بيني كرده‌ است.

هموطن ایرانی در تورنتو از دیدن فیلم 300 چنین می گوید:
همین الان از تماشای اولین سانس نمایش عمومی 300 برگشتم. این‌ها نکته‌هایی هستند که در نگاه نخست به نظرم رسیدند. البته این‌ها مواردی هستند که ارتباط زیادی با روایت تاریخی فیلم و چیزهایی که این روزها راجع به فیلم مطرح می‌شوند ندارند. اما به هر حال در مورد چنین چیزهایی هم تا به حال کسی چیزی ننوشته:

1- اصلا دیدن فیلم را به هیچ کسی توصیه نمی‌کنم. اگر فکر می‌کنید با وجود همه‌ اشتباهات وحشتناک در روایت صحیح تاریخ بازهم با یک فیلم خوش ساخت و خوب طرف خواهید بود، کاملا در اشتباهید. اصلا انتظار شاهکاری مثل Sin City را نداشته‌ باشید. آخر آن با نسخه دست دوم گلادیاتور طرف خواهید بود. خیلی از صحنه‌های فیلم بیشتر شبیه به صحنه‌های گلادیاتور بودند. داستان فیلم هم چیز زیادی ندارد.

2- چیزی که بیشتر از نادرستی روایت تاریخی فیلم آزار دهنده است، تاکید احمقانه‌ و کلیشه‌ای فیلم روی مفاهیمی مثل آزادی و دموکراسی است. تمام مدت فیلم یونانی‌های آزاداندیش، آزادی دوست، دموکرات منش و درباره‌ ضرورت حضور چنین چیزهایی و نابودی بدی هایی مانند برده‌داری و ظلم و تاریکی که به ایرانی‌ها ربط پیدا می کند، صحبت می‌کنند.

3- شاه لئونیداس، قهرمان داستان و نقش نخست است و اصولا روی روال چنین فیلم هایی خوش تیپ، شجاع، چشم آبی است و با ارتش با معرفت اسپارتا که همه آنها هیکلی ساخته و پرداخته مانند ورزشکاران کشتی‌کج دارند. اصولا جمع دو متغیر عقل (و سایر عواملی مثل قدرت استدلال و این جور‌چیزها) و هیکل برای همه انسان‌ها یک عدد ثابت است. بنابراین همانطوری که تصور حضور یک بدن ساخته در میادین علمی کار خیلی خیلی سخت و عجیبی است، شنیدن کلماتی مثل آزادی و این جور چیزها (که حداقل به 5 دقیقه فکر کردن نیاز دارند) از این غول هایی مانند شاه لئونیداس و به اصطلاح ورزشکاران اسپارتی کمی عجیب است.

4- شاه لئونیداس و سپاه فداکار و جان بر کفش با وجود تمام آزادی ‌خواهی هیچ رحم و مروتی ندارند و اصولا از انسانیت فقط همین آزادی‌اش را بیان کرده و سخت به دنبال آدم کشی هستند. در خیلی از صحنه‌های فیلم، شاه لئونیداس و بقیه‌ ارتش 300 نفره با آزادی و دموکراسی تمام مشغول تکه تکه کردن سربازهای ارتش خشایار شاه هستند. در یک صحنه از فیلم هم ارتش جان بر کف اسپارت با لذت تمام مجروح‌ها و زخمی‌های ارتش ایران را می‌کشند، شاه لئونیداس هم بالای سرشان سیب گاز می‌زند.

5- گوژپشتی معروف فیلم که نه چشم آبی دارد نه قد بلند نه شکم شش تکه و نه قیافه‌ خوبی، همه‌ آتش‌ها را روشن می کند. در جایی از فیلم که او از حضور در ارتش اسپارت سرخورده شده راهش را کج می‌کند و بی مقدمه جایی می رود که خشایار‌شاه در حرمسرایش منتظر او نشسته تا به لئونیداس خیانت کند.

خشایار‌شاه هم برای او را به دست بیاورد به او وعده‌ مال دنیا و دختران زیبا را می‌دهد. تصویری که از دخترهای خوشگل مورد نظر خشایار شاه می‌بینید زیاد چیز جالبی نیست. بیشتر با یک مشت بازیگر فیلم مستهجن طرف هستید.

از آن طرف درست در صحنه‌ بعدی زن زیبای شاه لئونیداس را می‌بینید که در غیاب شوهرش به هر دری می‌زند که بقیه ارتش را هم به کمک 300 دلاور شجاع بفرستد. این تفاوت بین تصویری که از زن در دوطرف ماجرا نشان داده شده و همین‌طور ترتیب این صحنه‌ها خیلی حساسیت برانگیز است.

6- در همان صحنه، وسط همه‌ این ماجراها یک قلیان هم می‌بینید. باز صد رحمت به معرفت کارگردان که هوای خشایار ‌شاه را داشته و با وجود این‌که قلیان در آن زمان‌ هنوز اختراع نشده بوده برایش یک قلیان هم چاق کرده است!

7- لهجه‌ عربی سرباز‌های ارتش خشایار‌ شاه هم جالب است. در واقع سازندگان فیلم سعی کرده‌اند که از بین نوشته‌های خنده‌دار لهجه‌ یک نفر را هم مشخص کنند.

8- آخر فیلم آن جایی که شاه لئونیداس با ارتش خود روی زمین افتاده‌اند، اگر کمی دقت کنید متوجه خواهید شد که لباس های زیرشان خیلی شبیه به لباس های امروزی‌است. طوری که حتی دوخت‌‌های ریز روی آنها هم شبیه به مدل های امروزی است.

هموطن دیگری در وبلاگ خود نوشته:
فیلم 300 را امروز دیدم، با توجه به اینکه کتاب 300 را خوانده بودم چندان غیر منتظره نبود. مسلما اگر کتاب را نخوانده بودم و از جزئیات آن اطلاع نداشتم پروژه 300 رو شروع نمیکردم. فیلم کاملا مطابق با کتاب ساخته شده بود، همانطور که از قبل نیز اعلام شده بود.

شاید بزرگترین شوک فیلم برای من گرفتن ابهت و لخت کردن شخصیت خشایار شاه از این صلابت بود. شخصیت خشایار شاه در فیلم، علاوه بر زیورآلات که در کتاب هم دارد، با آن خط چشم و ابروهای تاتو شده و ناخن های بلند و بد قواره گی و حرکت های زنانه، شبیه یک دوجنسی است که نگاه کردن به او نیز چندش آور بود.

موجودات مشمئز کننده دیگر که لشکریان ایرانی نامیده می شدند، وضعی بهتر نداشتند. تصاویر پر بود از سیاه چهرگانی کریه، غول هایی انسان نما و سربازان بی قابلیتی که حتی قادر به کشتن یک مورچه هم نبودند و خود بسان مور و ملخ توسط 300 اسپارتی کشته می شدند. تنها گارد ویژه سلطنتی ایرانیان یا همان Immortal بودند که هیبتی قدرتمند داشتند.

از این شخصیت پردازی که بگذریم، تم تکراری در فیلم، نبرد بین آزادی و بردگی است. ایرانیان همگی برده هستند و یونانیان آزاده. ایرانیان آمده اند تا از یونانیان برده بسازند و تنها راه نجات آزادی و آزادگی در جهان پیروزی یونانیان است. توهین و تحقیر و تحمیق ایرانیان از زبان اسپارتی ها هم یکی از موضوعاتی است که مرتب (و گاهی در قالب طنز) تکرار میشود.

تمامی اینها در راستای یک داستان یا کتاب کمیک چندان غیرعادی نیست. ولی چیزی که خیلی از منتقدان را نیز به نقد واداشته، این است که فیلم خود را بسیار جدی تر از یک اقتباس طنز فرض می کند و در حالی که این یک-سویه نگری محض داستان فیلم را به جوک تبدیل کرده (جوکی که از دید بسیاری از منتنقدان پنهان نمانده) و خود را در زمره شاهکارهای داستانی سینما می پندارد.

ولی نکته اینجاست که با وجود ضعف آشکار داستان، جذابیت های تصویری و نحوه ارائه آن باعث شده که تماشاچی معمولی، متوجه ضعف داستان نشده و با هیجان هر چه تمامتر با اسپارتی‌ها همذات‌پنداری کند. لذتی که تماشاچیان خارجی از تماشای کشته شدن باشکوه و خونین دشمنان توسط اسپارتی ها و تکه اندازی آنها برای تحقیر دشمن می بردند (که در یکی دو مورد با کف زدن و تشویق بلند همراه بود) ناخوداگاه برای تماشاچی ایرانی آزار دهنده است.

هر چند که تماشاچی‌ها فقط به خاطر دیدن تصاویر باشکوه خشونت لذت می‌برند و برایشان تفاوت چندانی نمی‌کند که آن وحشی‌هایی که کشته می‌شوند کجایی هستند. اما اینکه این بار دشمنان ایرانی هستند، دست کم در ناخودآگاه خیلی‌ها تاثیر بدی خواهد گذاشت.

به نظر می‌رسد با سوءاستفاده‌هایی لذیذی که یونانی ها با کمک هالیوودی‌ها در این سالها در فیلم‌های تولیدی از فرهنگشان برده‌اند، ما تنها نشسته و تماشا کرده‌ایم و به رغم توانمندی‌های مناسب سینما، تلویزیون و هنرمندان ایرانی برنامه‌ای برای ساخت اثرهای تاریخی در مورد ایرانیان هزاران سال پیش نداریم و این ضعف موجود فضایی مناسب برای سوءاستفاده معاندان تاریخی با گذشته درخشان ایرانیان شده است.

گذشته از این که باید به نقش بسیار ضعیف بخش‌های فرهنگی کشور در حمایت و گسترش شاخص‌های میراث فرهنگی اشاره کرد، باید دید نقش دستگاه‌های فرهنگی مانند سازمان ارتباطات اسلامی، وزارت ارشاد اسلامی و سایر دستگاه‌های فرهنگی برای احقاق و اثبات حقوق ایرانیان چیست و راهکارهای مناسب اطلاع رسانی به مردم جهان پیش‌بینی شده است.

بی‌شک توانمندی دستگاه‌های برشمرده از چند صد ایرانی عاشق و وبلاگ‌های ایران دوست بیشتر است، اما چگونه می‌شود که تلاش خالص هموطنان ایرانی در داخل و خارج با راه‌اندازی اعتراض‌نامه، بمب گوگلی، نوشتن مقالات و راه اندازی سایت‌های مشابه برای اطلاع‌رسانی به مردم جهان بیشتر خودش را در جهان رسانه‌های امروز نشان می‌دهد، جای بسی شگفتی است!

دو هفته پیش تلویزیون دانمارک برای چهارمین بار در طول مدت کوتاهی به بهانه نداشتن فیلم ایرانی در بخش سینمای ایران خود، فیلم سراسر دروغ و ضد ایرانی «بدون دخترم هرگز» را پخش کرده که با اعتراض نماینده فرهنگی کشورمان چنین توضیح داده‌اند: «چون فیلم ایرانی نداریم و توان مالی خرید آن را هم نداریم، این فیلم را پخش می‌کنیم!»


در جهان مدافع تمدن امروز که «یونسکو» برای ساخت برج «جهان نما» و نصب دکل در حاشیه «آرامگاه فردوسی» می‌تواند، تهدید کرده و تاثیرگذار باشد، در این مورد نیز باید با حضور نماینده فرهنگی کشورمان به هدف دفاع از فرهنگ و میراث ارزشمند ایرانیان وارد عمل شود.

به جاست بخش‌های فرهنگی کشورمان با دقت و البته درایت بیشتری ضمن گسترش محصولات فرهنگی و هنری کشورمان در سراسر جهان بتوانند در برابر چنین حمله‌های فرهنگی به میراث ایرانیان، اطلاع رسانی مناسبی را به مردم جهان ارایه دهند.

به رغم همه تلاش دانشجويان و ايرانيان سراسر جهان تاكنون از سوي مقامات ايراني خبري در خصوص تلاشهاي انجام شده برای جلوگیری از نمايش اين فيلم منتشر نشده است.

منبع: بازتاب

شنبه پنجم اسفند 1385 :: 17:6 :: نويسنده : مهندس تقی زاده

پس از آنكه سه كشور غربي و ژاپن نسبت به وقوع حملات تروريستي در بانكوك هشدار دادند، پليس اين كشور امروز (شنبه) در پايتخت به حالت آماده باش كامل درآمد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري فرانسه، معاون رييس پليس بانكوك اعلام كرد:‌ پليس بانكوك به حالت آماده باش كامل درآمده است. از زمان بمب‌گذاري‌هاي 31 دسامبر ما طرح‌هاي امنيتي‌مان را به بالاترين حد رسانده‌ايم.

از زمان بمب‌گذاري‌ها در آستانه‌ي سال نو در بانكوك كه به كشته شدن سه تن و مجروح شدن ده‌ها تن منجر شد، پليس اين كشور تدابير امينتي در مغازه‌ها، ايستگاه‌ها قطار و فرودگاه بين‌المللي جديد بانكوك را افزايش داده است.

پس از هشدار جديد اتريش، كانادا، انگليس و ژاپن براي وقوع حملات تروريستي احتمالي در بانكوك و درخواست از شهروندانشان براي جلوگيري از حضور در مكان‌هاي پر جمعيت نظير مراكز خريد و ايستگاه‌ها، بانكوك با آماده‌باش جديدي روبرو شد.

اين هشدارها پس از آن عنوان شد كه بونراد سومتاس، وزير دفاع تايلند اعلام كرد جدايي طلبان اين كشور در جنوب درصد ورود به پايتخت و افزايش حملاتشان هستند.

اما مقامات رسمي تايلند امروز اعلام كردند هيچ آماده باش امنيتي جديدي صادر نشده است.

اين در حالي است كه سفارت آمريكا هشدار سفري به شهروندانش را بر روي وب سايت اين سفارتخانه بدون تغيير نگاه داشته و از آمريكايي‌ها خواسته تا وقايع را به دقت زير نظر گرفته و از حضور در گردهم‌آيي‌هاي عمومي گسترده خودداري كند.

معاون رييس پليس بانكوك گفت، پليس امنيت را در بيش از 1000 مكان از جمله سفارتخانه‌ها، ساختمان‌هاي دولتي، مراكز خريد، ايستگاه‌هاي قطار و مركز توريستي از زمان وقوع بمب‌گذاري‌هاي سال نو افزايش داده است

منبع : ایسنا

جمعه بیست و نهم دی 1385 :: 16:58 :: نويسنده : مهندس تقی زاده
آب‌هايي كه روزگاری در اقصی نقاط جهان، از شرق تا غرب، و از شمال تا جنوب، خلیج فارس نامیده می شد و در فارسی بودنش هیچ شک و شبهه ای ابراز نمی شد، امروزه درگیر تعصبات و نافهمی هایی شده است که به عمد سعی دارد، تا پیشینه ای سه هزار ساله را با دست آویز کردن مشتی اسناد و ادعاهای بی پایه، که اغلب آنها هم با ریخت و پاش های شیوخ عرب فراهم و به دست آمده، تغییر داده کلاه کج بینی و غرض ورزی خود را، بر چشمان تیز بین عقبه چند هزار ساله گاهواره تمدن، بر کشیده آن را خاموش کنند.

اما بر خلاف نیات مغرضانه برخی همسایگان ایران، اين آب‌ها، تاريخچه و گذشته دور و درازي دارند؛ گذشته‌اي كه مرور آنها، ثابت مي‌كند اين‌گونه تحريف‌ها، كه برخي آنها را ظاهري و سطحي و برآمده از تعصبات قومي مي‌دانند، پشتوانه‌اي قوي و برنامه‌ريزي كاملا حساب‌شده، در ورای آن نهفته است.

خليج فارس به انگليسي «Persian gulf» به فرانسه «golfe persique» به روسي «persidski zaliv» به تركي «farsi kavfozi» به ژاپني «perusha wan»، به يوناني «persicus sinus» و به رومي «mare persicum» ناميده شده است.
كتيبه داريوش
پيشينه تاريخي
در ترعه‌اي كه به دستور داريوش (518 تا 515 پيش از ميلاد) در كانال سوئز كنده شده، كتيبه‌اي به دست آمده كه داريوش هخامنشي در آن چنين گفته است: «من پارسي هستم، از پارس مصر را گشودم. من فرمان كندن اين ترعه را داده‌ام. از رودي كه از مصر روان شده است به دريايي كه از پارس آيد». در ترجمه كتيبه يادشده، داريوش آب‌هاي جنوبي ايران را «درياي پارسي» ناميده است. نامي كه امروزه و در چند دهه گذشته، به «خليج‌فارس» تبديل شده است.

در آبان ماه سال 1385 نيز يك كشتي مربوط به دوره «پارتيان» در عمق 70 متري آب‌هاي منطقه «سيراف» كشف شد كه نخستين و تنها كشتي بود كه در خليج فارس و ‌آن هم با اين قدمت به دست آمده است. پس از كشف اين محموله تاريخي، با بررسي‌هاي اوليه كارشناسان، چنين به دست آمد كه عبور و مرور اين نوع كشتي‌ها در اين منطقه، نشان از آن دارد كه خليج فارس (درياي پارسي آن زمان) در سيطره ايران و فارس بوده است. از قول «فلاريوس آريانوس»، مورخ يوناني در كتاب تاريخ جنگ‌هاي اسكندر هم نقل شده كه از اين آب‌ها با نام «پرسيكون كيت» يعني همان «خليج فارس» نام برده است.

بنا بر نقل مورخان بزرگ و آثار بر جاي مانده از ايران باستان، از زمان حكومت مادها در ايران، آب‌هاي خليج فارس و به تبع جزاير آنها جزيي از خاك ايران به شمار مي‌آمده است و در زمان هخامنشيان هم به موجب بندهاي ستون اول كتيبه بيستون، همه آب‌ها و جزاير خليج فارس، جزو استان پارس و متعلق به ايران به شمار مي‌رفته است.
«استرابون»، جغرافيدان مشهور قرن اول ميلادي، در كتاب خود و «بطلميوس» جغرافيدان مشهور قرن دوم ميلادي در كتاب «جغرافياي عالم» خود، بارها نام «خليج فارس» را به كار برده و «استرابون» محل زندگي اعراب را بين درياي سرخ و خليج فارس گفته است.

همچنين با نيم‌نگاهي به كتاب‌هاي «سفرنامه ابن بطوطه»، «تاريخ حمدالله مستوفي»، «ياقوت حموي»، «حمزه اصفهاني»، «ناصرخسرو قبادياني»، «ابوريحان بيروني» و «ابن بلخي»، مشخص مي‌شود كه نام خليج جنوبي ايران، «خليج فارس» بوده است. و به تعبير «جرجي زيدان» در كتاب «تاريخ التمدن الاسلامي»: «درياي فارس نزد متقدمان ـ همه درياهايي كه سرزمين‌هاي عرب، از مصب آب دجله گرفته تا ايله را احاطه مي‌كند، «درياي فارس» تعبير مي‌شده ـ و از آن جمله است؛ آنچه ما امروز آن را به خليج فارس، خليج عدن، درياي سرخ، درياي عرب و خليج عقبه، تعبير مي‌كنيم».

تأكيدات مؤسسات، دايرةالمعارف‌ها و اشخاص بر نام خليج فارس
در سال 1762 «كارستن نيبور»، دقيق‌ترين نقشه خليج فارس تا آن زمان را با نام خليج فارس، ترسيم و جزاير سه‌گانه محل مناقشه اعراب را نيز ثبت كرد و آنها را متعلق به ايران دانست.
در اين ‌كه همه نقشه‌ها و منابع كارتوگرافي جهان تا پيش از سال 1960، خليج جنوبي ايران را «خليج فارس» مي‌‌ناميده‌اند، شكي نيست، ولي به گفته «مجدي عمر»، معاون اول سابق شوراي دفاع ملي مصر در مصاحبه با «الاهرام»: «نسل من به ياد دارد كه ما در ايام مدرسه، در همه كتب و نقشه‌ها با لفظ خليج فارس سر و كار داشتيم، ولي پس از مدتي، به آن خليج عربي اطلاق كرديم. اين غيرمنطقي و عين رذالت و پستي است. اين‌كه چند كشور عربي در اطراف آن باشد، دليل نمي‌شود كه نام تاريخي را تغيير بدهيم و براي آن كه خود را از مخمصه نجات دهيم، آن را خليج بناميم! كدام خليج؟ مگر خليج بدون نام هم مي‌شود؟».
خليج فارس و درياي عمان
معلوم نيست چه دست‌هايي در صددند تا واقعيتي به اين روشني را تحريف و انكار كنند!؟ معتبرترين و قديمي‌ترين نقشه‌هاي كارتوگرافي در موزه و كتابخانه سلطنتي نگهداري مي‌شود كه بيشتر آنها منتشر نشده است.
پس از سال‌هاي دهه 60 ميلادي و اوج گرفتن كارشكني برخي اعراب و هم‌فكران آنان، دبيرخانه سازمان ملل در سال 1971 ميلادي، در يادداشتي به ايران و ديگر كشورها، اعلام مي‌كرد كه نام آب‌هاي جنوب غربي ايران، خليج فارس بوده و در سندهاي رسمي همه كشورها هم بايد به همين نام، خوانده شود و پس از آن، «ويليام راجرز»، وزير امور خارجه وقت ايالات متحده، در گزارش سال 1971 ميلادي خود درباره سياست خارجي اين كشور، از نام خليج فارس، بارها استفاده كرد.

اين مكاتبات در حالي انجام شده كه در همه فرهنگ‌هاي معتبر متقدم و متأخر به زبان‌هاي گوناگون انگليسي، آلماني، فرانسوي، عربي و تركي و... خليج‌ فارس به كار برده شده است. در حالي كه بنا بر مدارك و اسناد تاريخي (در ادامه خواهد آمد)، دولت انگليس و مستشاران بريتانيايي، علت اصلي ايجاد تفرقه و انحراف در موضوع خليج فارس و جزاير سه‌گانه آن بوده‌اند. با اين حال، «لرد كردزن»، وزير خارجه انگلستان در سال 1892 در كتاب «قضيه ايران» خود، بارها از نام خليج فارس استفاده كرده است.
حتي با بالاگرفتن جو عرب‌زدگي در كشورهاي دوست اعراب حاشيه خليج فارس و اعتراضات ايرانيان، سازمان ملل در سال‌هاي 1994 و 1999، دوباره مجبور مي‌شد با انتشار دو بيانيه، استفاده از واژه «خليج عربي» را نادرست خوانده، بر صحت «خليج فارس» تأكيد كند. همچنين اين سازمان در 1991 از همه ناشران و مطبوعات مي‌خواهد از واژه «خليج فارس» به عنوان واژه اصيل و درست در نوشته‌هاي خود استفاده كنند.

چگونگي تحريف خليج فارس و مستندات آن
بنا بر اسناد موجود، تا سال 1960، هيچ‌گونه سخني درباره استفاده از واژه «خليج عربي» و يا «خليج» به جاي «خليج فارس» نبود، تا آنجا كه حتي در سرود ملي كشورهايي مانند مصر، واژه «خليج فارس» به كار رفته بود، ناگهان با ظهور پديده پان‌عربيسم، اين سرودها عوض و بيانيه‌هاي بسياري درباره مالكيت امارات بر جزاير سه‌گانه و عربي بودن خليج فارس صادر مي‌شود. از جمله در پاي بيشتر اين بيانيه‌هاي عربي، امضاي كشورهاي سوريه، فلسطين و لبنان هم ديده مي‌شود.
بناي تاريخي بيستون
«سر چالز بلگريو» كه بيش از سي سال نماينده سياسي و كارگزار انگليس در خليج فارس بوده، پس از بازگشت به كشورش در 1996، كتابي درباره سواحل خليج فارس منتشر كرد كه در آن نوشته بود: «عرب‌ها ترجيح مي‌دهند خليج فارس را خليج عربي بنامند». پس از انتشار اين كتاب كه «ساحل دزدان» نام داشت، اين واژه جعلي در مطبوعات عربي رايج شد.
اما پس از رواج واژه جعلي «خليج عربي» در جهان عرب و بي‌پايگي اين نام جعلي، برخي دانشمندان عرب به تكاپو افتادند تا با دست و پا كردن شواهدي از تاريخ و گذشتگان، ادعاي خود را تأييد كنند. از همين رو، سه دليل براي اين ادعاي خود آوردند:

1ـ از «پليني»، تاريخ‌نگار رومي قرن اول ميلادي نقل شده كه آن را خليج عربي ناميده است.
2ـ از قول «كارستن نيبور» هم در 1762 نقل كرده‌اند كه گفته است: «سواحل خليج فارس، تابع دولت ايران نيست».

3ـ «رودريك اوون» هم در كتاب «حباب‌هاي طلايي در خليج عربي» نوشته: در همه نقشه‌هايي كه من ديده‌ام، خليج فارس در آنها ثبت شده، اما من با زندگي در بحرين، دريافتم كه ساكنان دو سوي اين دريا، عرب هستند، پس ادب حكم مي‌كند كه اين دريا را خليج عربي بناميم».

همان‌ گونه كه ديده مي‌شود و در خود عبارت «اوون» آمده، در همه نقشه‌هاي اين منطقه، نام «خليج فارس» به چشم مي‌خورد و برخلاف ادعاي اعراب، در نقشه تدويني «نيبور»، اين آب‌‌ها «خليج فارس» و حتي جزاير سه‌گانه متعلق به ايران ذكر شده است، اما درباره عبارت «پليني» بايد گفت كه وي در عبارت خود هم از واژه «خليج فارس» استفاده كرده و هم «خليج عربي» كه پس از دقت، مشخص مي‌شود كه منظور وي، خليج عربه (عقبه) كه گاهي به درياي سرخ اطلاق مي‌شده، بوده است.

البته دليل ديگري نيز به ميان آورده‌اند و آن اين‌كه كشورهاي عربي بيشتر از ايران هستند، اما وقتي كشوري مانند بحرين با هفتصد هزار جمعيت، امارات و قطر و كويت كه روي هم از يك استان ايران هم كوچك‌تر و كم‌جمعيت‌ترند، كشور ناميده مي‌شود، بايد در صحت چنين ادعايي ترديد كرد!

اقدامات اعراب براي تحريف خليج فارس
با وجود دلايل و شواهد فراواني كه تنها به برخي از آنها در مقدمه اشاره شد، اعراب متعصب، دست از ادعاهاي خود برنداشته، همچنان و به راه‌هاي گوناگون بر آن تأكيد ورزيده‌اند.
در سال 1337 شمسي، رژيم عراق به سركردگي «عبدالكريم قاسم»، از عبارت «خليج عربي» استفاده كرد و در يكي از سخنراني‌هاي معروف جمال عبدالناصر، رهبر معروف مصر در دهه 60 ميلادي، مي‌گويد: ما مي‌خواهيم قدرت عربي را از جبل‌الطارق تا خليج عربي بكشانيم (نقل قول به مضمون).

همچنين بعدها در 11 شهريور 1371 «حيدر ابوبكر العطاس»، نخست‌وزير جمهوري يمن، در اجلاس سران جنبش عدم تعهد كه در جاكارتا، پايتخت اندونزي، برگزار مي‌شد، از نام جعلي «خليج عربي» استفاده مي‌كند كه البته با اعتراض مقامات ايراني حاضر در آن اجلاس روبه‌رو مي‌شود.
در خرداد ماه 1384 مطبوعات، خبر از اطلاعيه‌اي دادند كه از دفتر نخست‌وزيري عراق صادر و گفته شده بود كه «گارد دريايي عراق و نيروهاي واكنش سريع اين كشور، عملياتي را در شمال خليج عربي [خليج فارس] براي محافظت از مرزهاي دريايي عراق، آغاز كرده‌اند». اين اطلاعيه دو بار نام «خليج عربي» به كار رفته بود.
تحريف خليج فارس در گوگل
«راشد عبدالله النعيمي»، وزير خارجه امارات هم در سخنراني از تريبون مجمع عمومي سازمان ملل (در شهريور 84) چندين بار از تركيب جعلي «الخليج العربي» استفاده كرده و به اعتراضات نيز توجهي نكرده بود.
اين رخدادهاي ناگهاني و در سطح مقامات بالاي كشور عربي، جداي از رخدادهاي روزمره‌اي است كه امروزه به يك عرف ديپلماتيك عربي عليه خليج فارس تبديل شده است؛ مانند بروشورهاي خطوط هوايي امارات كه استفاده از «خليج عربي» را به آيين‌نامه كاري خود تبديل كرده است. حتي در اين ميان، مراكز آموزشي و علمي كه بايد با ديد منصفانه و به دور از غرض با مسائل برخورد كنند، از غافله عقب نمانده دانشگاهي در بحرين تأسيس مي‌كنند به نام «خليج عربي».

اين‌كه در ظروف غذايي حجاج ايراني خانه خدا، عبارت «Arabian gulf» به كار برده شده و يا در سال 83 در دوحه، پايتخت قطر، نام مسابقات در حال انجام در اين كشور، «جام خليج عربي» معرفي مي‌شود و در برخي عكس‌هاي ماهواره‌اي «Google earth» از منطقه «خليج فارس» با عبارت «Arab gulf» ياد مي‌شود، از مصاديق اقدامات برنامه‌ريزي شده اعراب است.

اين موارد، جداي كار «National geographic» است كه با همه اعتبار علمي خود، در كنار نام «خليج فارس» عبارت «خليج عربي» را وارد كرده و حتي جزيره كيش را «قيس» و لاوان را «شيخ» ناميده بود كه البته بعدها اصلاح شد.
در پروژه دامن زدن به تحريفات و استفاده از خليج عربي، نقش رسانه‌ها و نشريات غربي را نبايد از نظر دور داشت.

نقش رسانه‌ها و مؤسسات غربي
خبرگزاري «سي.ان.ان» و «بي.بي.سي» تا به حال، چندين بار عبارت «خليج عربي» و يا «خليج» را به كار برده و در پاسخ اعتراضات ايرانيان گفته‌اند كه چون از دو طرف تحت فشار است، براي اقناع طرفين، از عبارت «خليج» استفاده خواهد كرد و همچنين در فروردين 84 در تلويزيون انگليس، برنامه‌اي با نام «تمدن بين‌النهرين» پخش شد كه در آن، از خليج فارس با نام «عربين گلف» نام برده شد. تلويزيون‌هاي آمريكا نيز در كريسمس، هنگامي كه هر ده دقيقه يك بار پيام تبريك سربازان آمريكايي از خليج فارس را پخش مي‌كرد، آنان در پايان تمامي پيام‌ها، مكان خود را «خليج عربي» معرفي مي‌كردند.

برنامه تحريف ‌هماهنگ شده خليج فارس، پاي بسياري از نشريات معتبر علمي از جمله «Nature» را هم به ميان كشيده آنها را نيز وادار به استفاده از «خليج عربي» كرده است.
در كنار رسانه‌ها و نشريات، شركت‌ها، اشخاص حقيقي و مؤسسات غربي هم كه مستقيم و يا غيرمستقيم از كمك‌هاي مالي اعراب بهره‌مند مي‌شدند، از پاي ننشسته، پروژه جايگزيني واژه جعلي را به جاي «خليج فارس» پيگيري كرده‌اند.

رئيس‌جمهور برزيل در بيانيه نهايي اجلاس كشورهاي آمريكاي جنوبي و اعراب كه در آن، موضوع جزاير سه‌گانه هم مطرح شده بود، از نام جعلي خليج استفاده مي‌كند و از ايران مي‌خواهد به اعراب، پاسخ مثبت دهد.
در جنجال تغيير نقشه‌هاي موزه «لوور» فرانسه كه تا چند ماه در صدر اخبار كشورها بوده، كه پس از پيگيري‌ها، كمك‌هاي ميلياردي اعراب امارات به موزه لوور سر بر آورده، علت اين كار را مشخص مي‌‌كند، اما توجيه وزارت خارجه فرانسه و قانون شكني محرز اين كشور، مهم‌تر از همه اينهاست.

اين دستگاه در پاسخ به اعتراضات مقامات ايراني مي‌گويد: هر دو اصطلاح «خليج» و «خليج فارس» مورد قبول ماست و اين سياست فرانسه را به لوور هم گفته و منتقل كرده‌ايم. تأسف‌آورتر از همه اينها، اقدام كمپاني نفتي «شل» كه سال‌هاي متمادي از سفره نفت ايراني بهره برده و سودهاي كلاني نصيب خود كرده، است.

مقاله‌اي در يكي از نشريات اين كمپاني منتشر مي‌شود كه در آن از واژه «خليج» به جاي «خليج فارس» استفاده مي‌شود و مسئولان اين كمپاني در پاسخ افكار عمومي مي‌گويند كه ما ترديدي نداريم كه اينجا خليج فارس است، ولي چون عده‌اي مي‌خواهند آن «خليج عربي» باشد، براي جلب رضايت طرفين، نامش را «خليج» گذاشته‌ايم تا از برانگيختن احساسات جلوگيري شود.

بي‌تفاوتي در اقدامات داخلي
هرچند در برنامه‌ريزي‌شده بودن اقدامات كشورهاي عربي و دوستانشان در تحريف خليج فارس شكي نيست، تعجب از مسئولان داخلي و مديراني است كه با بي‌تفاوتي و اهمال‌كاري خود بر اين وقاحت اعراب، دامن مي‌زنند.
در خبرها آمده بود كه معاون وزير ارتباطات عربستان در سفر آذر ماه خود به تهران در سال 85 در هتل لاله تهران و جلوي چشمان مسئولان گردشگري ايران، چندين بار واژه «خليج عربي» را استفاده مي‌كند، ولي هيچ واكنشي از سوي مسئولان ديده نمي‌شود. حتي در يكي از كتاب‌هاي مورد استفاده در مؤسسات دانشگاهي كشور، كه در برخي مراكز تدريس هم مي‌شود، نام «خليج عربي» به كار رفته است.

نتيجه
با وجود اين‌كه موارد و مصاديق اين نوع اهانت‌ها بسيار است، اين موارد به همراه مقدمات نقضي آنها، صرفا براي اين آورده شد تا نشان دهد هر قدر كه دستگاه ديپلماسي اعراب يكپارچه و در اقدامي هماهنگ براي تحريف خليج فارس كوشيده و مي‌كوشند، بسياري از مسئولان و دست‌اندركاران ديپلماسي خارجي كشور، اقدامات آنان را سطحي ارزيابي كرده، برخورد منطقي و ريشه‌اي با مسائل نمي‌كنند، چرا كه از چند دهه پيش تا كنون كه ماجراي دست‌اندازي به ميراث چند هزار ساله گهواره تمدن و تصرف خاك و منافع ايران به ميان آمده، روز به روز، نه تنها اين فعاليت‌ها كاهش پيدا نكرده، بلكه عميق‌تر و در عين حال گستاخانه‌تر نيز شده است.
منبع: بازتاب

 

وزير آموزش و پرورش طي پيامي به مناسبت فرارسيدن 13 ابان ، روز دانش‌آموز را به همه دانش‌آموزان و دانشجويان كشور تبريك گفت.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش، محمود فرشيدي در پيام خود 13آبان را يادآور حماسه حضور دانش‌آموزان در ستيز با استكبار جهاني و مزدوران ستمگرش در تاريك‌ترين سمت تاريخ معاصر جهان دانسته و آورده است: آفتاب بيداري ملي كه از مشرق نگاه حضرت امام خميني (ره)، برخاست پيش و بيش از همه نوجوانان و جوانان صافي ضمير را روشني بخشيد تا پرچمداران انقلابي، متفاوت از ساير انقلاب‌هاي جهان باشند.
در اين پيام ‌آمده است: در شرايطي كه جهان دو قطبي، انديشه‌اي خارج از جغرافيايي سلطه و سرسپردگي را بر نمي‌تافت، فرياد نه شرقي نه غربي ملت سلحشور ايران در رودخانه‌اي از خون و خاطره جريان يافت و سرنگوني نظام ستمشاهي را به ارمغان آورد.
اين پيام مي‌افزايد: اين روز پرفروغ به حق روز دانش‌آموز نام گرفت تا دانش‌آموزان ايراني آيينه‌اي از حماسه و ايثار را تا سرانجام تمام تاريخ پيش رو داشته باشند وجلوه‌هاي متنوع اين روز را كه در هشت سال دفاع مقدس و امروز علمي درخشان وطن قابل رويت است در آن متجلي ببينند.
در بخشي از اين پيام تصريح شده است: دانش‌آموزان سال‌هاي مبارزه پس از دميدن فجر پيروزي انقلاب خود را با حجم وسيعي از دسيسه‌ها و توطئه‌هاي دشمنان و در راس آن امريكاي جهانخوار مواجه ديد پس آستين همت را بالا زد و از ديوارهاي لانه جاسوسي بالا رفت و با نام بلند دانشجوي پيرو خط امام به تعبير امام راحل عظيم‌الشان انقلاب دوم را رقم زد و دست تعرض استكبار را براي هميشه از سرزمين آسماني ايران قطع كرد.
امروز و در آستانه روز دانش‌آموز صميمانه‌ترين درودهايم را به ساحت قدسي دانش‌آموزان شهيد تقديم مي‌دارم و گراميداشت ياد و خاطره آنان را سرلوحه افتخار و سعادت خويش قرار مي‌دهم كه عزت و افتخار امروز ايران اسلامي مديون خون گلرنگ شهيدان است.
در اين پيام اشاره شده است: به شما دانش‌آموزان آگاه و مبارز سلام مي‌كنم و دست همدلي و همراهي خود و دولتمردان دولت عدالت و مهرورزي را براي حركت به سمت افتخارات ملي روز‌افزون به سوي شما دراز مي‌كنم تا دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد.
اين پيام مي‌افزايد: اباداني امروز و فرداي ايران اسلامي و ايفاي نقش جهاني آن به عنوان ملتي با تمدن ديرينه و اسلامي برگرفته از تعاليم نجات بخش اهل بيت عصمت و طهارت در گرو همت و پايمردي شما و ديگر نسل‌هاي آينده اين آب و خاك است. نسل‌هايي كه چگونه زيستن را از شما خواهند آموخت.
در اين پيام يادآور شده است: امروز قلب مهربان رهبر فرزانه انقلاب اسلامي از شوق‌ پيشرفت‌هايي كه دانش‌آموزان ديروز انقلاب در عرصه‌هاي علمي، فرهنگي، هنري، ورزشي، و اجتماعي به ارمغان آورده‌اند شادمان است و روح ناظر شهيدان و امام شهيدان به اين عزت و سربلندي لبخند مي‌زند كه جهان را در آستانه فصلي نو از ستم ستيزي و حق‌باوري قرار داده‌ايد.
در پايان اين پيام آمده است: خداوند را سپاس مي‌گويم
به ارواح طيبه شهيدان دانش‌آموز و دانشجو درود مي‌فرستم و براي شما نوباوگان بوستان ولايت توفيق روزافزون و لطف و عنايت حضرت احديت را مسئلت دارم.


   

 منبع : خبرگزاری فارس (10/8/85)

چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 :: 20:7 :: نويسنده : مهندس تقی زاده

در بحبوحه‌ي انتقادات فزاينده از نخست وزير تايلند به خاطر ضربه زدن به دموكراسي، ارتش اين كشور با سازماندهي يك كودتا در دل شب و بدون شليك حتي يك گلوله، تاكسين شيناواترا را سرنگون كرد.

به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، اين كودتاي ناگهاني و به خوبي سازماندهي شده كه نخستين كودتا در تايلند طي 15 سال اخير قلمداد مي‌شود، اشتياق و انتقادات داخلي و خارجي را بر انگيخته است.

ارتش تايلند پس از خلع قدرت تاكسين شيناواترا، نخست وزير اين كشور كه براي سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك به سر مي‌برد، اعلام كرد كه به زودي زمام امور را به يك دولت دموكراتيك خواهد سپرد اما تاريخ واگذاري امور را اعلام نكرد.

در حالي كه شيناواترا در نيويورك بسر مي‌برد، در كمال شگفتي همگان ژنرال سوندي بونياراتكالين، فرمانده‌ي ارتش تايلند تانك‌ها و سربازان خود را در دل شب به خيابان‌هاي شهر بانكوك فرستاد.

سربازان ارتش دفاتر و ادارات دولتي را تحت محاصره‌ي خود در آورده و كنترل ايستگاه‌هاي تلويزيوني را در دست گرفتند.

سپس ارتش اعلام كرد كه تنها به پادشاه وفادار مي‌ماند. امروز (چهارشنبه) فرمانده‌ي ارتش در نخستين سخنراني عمومي خود پس از وقوع كودتا خواستار حمايت آحاد مردم كشورش شد و اعلام داشت كه اين كودتا براي پايان دادن به كشمكش‌ها در بطن جامعه‌اي كه تاكسين شيناواترا خلق كرده بود، لازم و ضروري بوده است.

فرمانده‌ي ارتش تايلند اظهار داشت: ما مايل به تاكيد بر اين نكته‌ايم كه نمي‌خواهيم بر كشور حكومت كنيم و قدرت را در اسرع وقت به مردم تايلند بازخواهيم گرداند.

ژنرال بونياراتكالين اظهاراتش را طي نطقي تلويزيوني و در حالي بيان داشت كه سه تن از روساي ارتش و نيز فرمانده‌ي نيروهاي پليس ملي تايلند در كنارش ايستاده بودند.

رهبران كودتاچي در تايلند هم چنين ضمن اعلام حكومت نظامي، قانون اساسي كشورشان را باطل اعلام كرده و به كليه‌ي سربازان ارتش دستور دادند كه بدون اجازه‌ي مافوق خود محل خدمت را ترك نكنند. در اين ميان بازار سهام تايلند امروز به همراه كليه‌ي مدارس، بانك‌ها، دفاتر و ادارات دولتي تعطيل شد.

خيابان‌هاي اغلب پر ازدحام بانكوك در اوايل امروز صبح خالي و خلوت شده بود. در سراسر شهر بانكوك آن دسته از تايلندي‌هايي كه به تدريج در سطح شهر پخش مي‌شدند، از تحولات ناگهاني در كشورشان استقبال كرده و كودتا را امري لازم و ضروري جهت پايان يافتن ماه‌ها درخواست عمومي از نخست وزير كشورشان براي اعلام استعفاي خود دانستند.

تايلندي‌ها تاكسين شيناواترا را به فساد مالي، تقلب در انتخابات و تشديد خشم مسلمانان متهم كرده بودند و اكنون با وقوع كودتا به نظر مي‌رسد كه عده‌ي كمي از مردم نااميد هستند.

از سوي ديگر عده‌ي قليلي از مردم حين تصرف دفاتر دولتي در بانكوك توسط ارتش تايلند خود را شتابان به محل دفتر نخست وزيري رسانده تا از 20 تانك حاضر در محل عكس بگيرند. روي اغلب لوله‌هاي تانك‌ها روبان زردرنگي كه نماد اعتراضات عليه شيناواترا است، نصب شده بود.

سومبون سوخويريا، كارمند 45 ساله‌اي كه از صحنه‌ي ورود تانك‌ها عكس مي‌گرفت، اظهار داشت: بسيار هيجان انگيز است، كسي بايد اين كودتا را ترتيب مي‌داد.

در همين حال وزارت امور خارجه‌ي آمريكا اعلام كرد كه واشنگتن در خصوص كودتاي نظامي در تايلند نگران است اما اميدوار است كه اين بحران سياسي از طريق اصول دموكراتيك حل و فصل شود.

در بيانيه وزارت خارجه‌ي آمريكا آمده است: ما با نگراني در حال بررسي اوضاع هستيم. ما هم چنان اميدواريم كه مردم تايلند مبتني بر اصول و موازين دموكراتيك و تحت لواي حاكميت قانون به اختلافات سياسي خود پايان دهند.

ژاپن و نيوزيلند از وقوع كودتا در تايلند انتقاد كردند، استراليا با به كار بردن لحن قاطع‌تر بيان داشت كه نگران نابودي دموكراسي در اين كشور است.

آلكساندر داونر، وزير امور خارجه‌ي استراليا طي گفت‌وگويي تلفني از نيويورك به راديوي استراليا گفت: ما عميقا از وقوع كودتا در تايلند متاسفيم. پر واضح است كه ما بسيار نگران نابودي دموكراسي در اين كشوريم.

بحران در تايلند در شرايطي سرباز كرده كه شيناواترا چندي پيش عده‌اي از افسران ارشد ارتش كشور را به بهانه‌ي اينكه قصد ترور وي را داشته‌اند، خلع وظيفه كرد.

در همين حال آكارات چيتروج، سخنگوي ارتش تايلند بيان كرد كه فرمانده‌ي ارتش و از هم پيمانان پادشاه تايلند، نخست وزير موقت اين كشور خواهد بود.

فرمانده‌ي ارتش تايلند كه در ارتش اين كشور از اعتبار و منزلت بالايي برخوردار است، فردي مسلمان است.

ژنرال بونياراتكالين 59 ساله سال گذشته به عنوان فرمانده‌ي ارتش تايلند برگزيده شد چرا كه گمان مي‌رفت مي‌تواند به خشم مسلمانان در مناطق جنوبي اين كشور خاتمه دهد.

از سال 2004 به اين سو در اثر ناآرامي‌ها در مناطق جنوبي 1700 تن كشته شده‌اند.

وي اخيرا بر خلاف شيناواترا كه بر مواضع تند خود تاكيد داشت، پيشنهاد گفت‌وگو با جدايي طلبان را به آنها ارايه كرد.

بسياري از تحليلگران بر اين باورند كه با بودن شيناواترا در مسند قدرت، برقراري صلح و امنيت در مناطق جنوبي تايلند امري بعيد به نظر مي‌رسد. شيناواترا روز گذشته از نيويورك اعلام حالت فوق‌العاده كرد و سخنراني‌اش در نشست ساليانه‌ي مجمع عمومي سازمان ملل نيز لغو شد.

يك مقام وزارت امور خارجه‌ي تايلند كه خواست نامش فاش نشود، گفت، شيناواترا به سرعت به كشورش بازخواهد گشت.

وي درخصوص احتمال دستگيري نخست وزير سرنگون شده‌ي كشورش حين ورود به تايلند اظهار نظر نكرد و با وجود اين سوراپونگ سوئبونگلي، يك مقام سخنگوي دولت شيناواترا اظهار داشت: بايد آنچه را به وقوع پيوسته بپذيريم. ما به زودي به تايلند باز نخواهيم گشت.

تام كروئسوپون، مدير عامل شركت تجاري بين‌المللي بون راد تايلند گفت: نخست وزير تسليم نشده و به دنبال پناهندگي هم نيست.

چوان كيلپاي، از اعضاي حزب اپوزيسيون دموكرات تايلند بيان داشت: به عنوان يك سياستمدار از اين قبيل كودتاها حمايت نمي‌كنيم اما در خلال پنج سال گذشته دولت تاكسين شيناواترا به دفعات شرايطي را براي وقوع چنين كودتايي فراهم ساخت. تاكسين خود عامل بحران است.

اوايل امروز رهبران كودتاچي در تايلند چهار فرمانده‌ي منطقه‌يي كشورشان را منصوب كردند تا به برقراري امنيت بپردازند. يك مقام ارشد ارتش تايلند كه خواست نامش فاش نشود، اظهار كرد كه فرماندهان ارتش نيروي دريايي و نيروي هوايي تايلند روز سه‌شنبه با بهوميبل آدوليادج، پادشاه اين كشور ديدار و با يكديگر در خصوص تشكيل دولت موقت گفت‌وگو كردند.

كودتاي عاري از خشونت و كشتار در تايلند كه نخستين مداخله‌ي ارتش در عرصه سياسي اين كشور محسوب مي‌شود از سال 1991 به اين سو بي‌سابقه است.

در همين حال خبرگزاري فرانسه گزارش داد، رهبران جهان با محكوم كردن كودتاي نظامي در تايلند از مردم اين كشور خواستند كه حاكميت قانون را پذيرفته و از ورود به بحران اجتناب كنند.

كودتاي نظامي در تايلند در حالي به وقوع پيوست كه رهبران جهان به منظور شركت در نشست ساليانه‌ي مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك گردهم آمده بودند و تاكسين شيناواترا، نخست وزير اين كشور از طريق تلويزيون در هتلش شاهد سقوط خود بود.

كوفي عنان، دبيركل سازمان ملل در خصوص اين كودتا در حاشيه‌ي نشست ساليانه‌ي مجمع عمومي اين سازمان گفت: من از جزييات دقيق كودتا اطلاعي ندارم اما از اين اقدام نمي‌توان حمايت كرد. عنان به شبكه سي ان ان گفت: ما به عنوان يك سازمان بين‌المللي همواره از ايجاد تحولات دولتي با استفاده از اصول دموكراتيك و آراي مردمي حمايت كرده‌ايم.

دبير كل سازمان ملل در ادامه از مردم تايلند خواست تا آرامش خود را حفظ كنند.

وي تصريح كرد: طي دهه گذشته تايلندي‌ها تحت رهبري پادشاه كشورشان دموكراسي مستحكمي را بنا كرده بودند و من يقين دارم كه آنها مي‌توانند اين دموكراسي را بار ديگر احيا كنند و به سرعت به نظام دموكراتيك بازگردند.

اين در حاليست كه رهبران كودتاچيان تايلند امروز را تعطيل رسمي اعلام كرده و از كارمندان ارشد دولت كشورشان خواسته‌اند تا براي تبيين خط مشي‌ها و سياست‌هاي جديد خود در نشستي با هم مذاكره كنند.

پيتر مك‌كي، وزير امور خارجه‌ي كانادا طي بيانيه‌اي اعلام كرد: كانادا عميقا نگران اوضاع جاري در تايلند است. ما مصرانه خواهان حصول راه‌حلي صلح آميز و مبتني بر موازين قانون اساسي براي پايان دادن به اين بحران هستيم.

مارگارت بكت، وير خارجه‌ي انگليس نيز گفت: ما هيچ گاه از تلاش‌هاي ارتش براي سرنگون ساختن دولت خرسند نخواهيم شد اما اميدواريم كه صلح در تايلند برقرار شود.

اتحاديه‌ي اروپا بازگشت فوري به موازين دموكراتيك را خواستار شد.